دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

175

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

علاقه‌اى هم به ايالت مزبور نداشتند و تنها هدف آنها افزايش مبلغى بود كه مىبايد به خزانه خاصه واريز مىكردند ؛ آنها بدين طريق رضايت شاه را جلب و شغل و كار خود را تأمين مىنمودند . به همان مايه كه شاه و وزراء بر حرص و طمعشان مىافزود ، به همان پايه هم مالياتهاى سنگين بر گرده جمعيت اراضى خاصه فشار مىآورد . درآمد ايالات ممالك در مقايسه با آن گرچه كم بود ، ولى مالياتهاى گردآمده نسبت به ايالات خاصه كفاف نيازمنديهاى اين ايالات را مىداد . دومين عامل عمده انحطاط بعدى صفويان ، رشد نظام حرمسرا بود . شاه را در مقطع نخستين تحولات دولت صفوى عادت بر اين بود كه فرزندان خود را حاكم ايالات سازد . اين شاهزادگان با اينكه خردسال بودند ولى تحت حضانت يك امير قزلباش به‌نام لله ( همان اتابك دوره سلجوقى ) قرار مىگرفت . لله مسئول تربيت جسم و جان شاهزاده تحت نظارتش بود تا او را شايسته امپراتورى صفوى بارآورد . شاهزاده مخصوصا در امور سياسى و نظامى تربيتى ويژه مىيافت . تنها خطر موجود اين نوع نظام اين بود كه شاهزاده‌اى جاه‌طلب و يا اميرى متكبر عليه شاه تمرد و طغيان مىكرد . امّا هنگامىكه انحطاط اخلاقى و جسمى نظامى را كه عباس اول مبدع آن بود و براساس آن تمام شاهزادگان را به حرمسرا راند و تربيت آنها را به خواجگان دربارى سپرد ، در نظر بياوريم متوجه مىشويم كه زيان آن شاهزادگان و يا امراى متمرد بسيار كمتر از اين نظام منحط بود . مرحلهء سوم ( 1135 - 1038 / 1722 - 1629 ) از مرگ شاه عباس تا زوال سلطنت صفويان بدست افاغنه تقريبا يك قرن فاصله بود . شاه عباس دوم اين انحطاط را مهار كرد ولى نتوانست آن‌را متوقف سازد ( 77 - 1052 / 66 - 1642 ) . عباس دوم پادشاهى مقتدر بود كه اقتدار خود را به گونه نهاد حاكمه اعمال كرد . ولى در زمان سلطنت او سياست تبديل اراضى ممالك به اراضى خاصه نه‌تنها ادامه يافت ، بلكه اين سياست هرچه بيشتر به افول و انحطاط صفويان كمك كرد . صرفنظر از تأثيرات زيانمندى كه ناشى از عملكرد ظالمانه و غيربشرى مباشران شاه در ايالات خاصه بود كم شدن ايالات ممالك و متناسب با آن كاهش تعداد قزلباشان و زوال توان نظامى صفويان را به دنبال داشت . با اينكه واحدهاى نظامى گرجى و ساير غلامان به شاه وفادار بودند ( فىالواقع در اواخر سده يازدهم / هفدهم اينها تنها سپاهيانى بودند كه شاه مىتوانست روى وفادارى آنها حساب كند ) ولى آنها با قزلباشان غيرقابل مقايسه بودند . در مواردى هم كاهش قدرت قزلباشان با افزايش تعداد غلامان